بديع الزمان فروزانفر

56

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

روشن است . ( تفسير طبرى ، طبع مصر ، ج 27 ، ص 69 ، كشاف ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 425 ، تبيان ، طبع اصفهان ، ج 2 ، ص 641 ) . « گر خدا خواهد » نگفتند از بطر * پس خدا بنمودشان عجز بشر ترك استثنا مرادم قسوتى است * نى همين گفتن كه عارض حالتى است استثنا : گفتن « ان شاء اللَّه » است و به همين معنى تفسير شده است آيه‌ى شريفه : وَ لا يَسْتَثْنُونَ ( القلم ، 18 ) و استعمال شده است در قوت القلوب ( طبع مصر ، ج 3 ، ص 105 ، 199 ) و حليه الاولياء ( چاپ مصر ، ج 2 ، ص 280 ) و احياء العلوم ( طبع مصر ، ج 1 ، ص 91 ) و در صفت مردان حق گفته‌اند : و لا يتكلمون الا و الاستثناء فى كلامهم . ( حليه الاولياء ، ج 10 ، ص 201 ) و نزد اصوليين استثنا و شرط نزديك بهم است بمناسبت آن كه شرط خود متضمن معنى استثناست و اگر ما بگوييم فى المثل كه زراعت ما خوب مىشود اگر باران بيايد . در حقيقت موردى را كه باران نيايد از حكم استثنا مىكنيم و زمخشرى نيز آيه‌ى مذكور را به همين صورت تاويل كرده است . ( تفسير طبرى ، ج 29 ، ص 17 ، تبيان ، ج 2 ، ص 698 ، كشاف ، ج 2 ، ص 481 ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 8 ، ص 268 ، المستصفى از محمد غزالى ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 39 ، اللآلي ، المصنوعة ، تاليف سيوطى ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 42 ) . چون طبيبان اعتماد بر دانش و قدرت خود در علاج امراض كردند و مشيت الهى را كه بالاى همه‌ى اسباب و علل است فراموش نمودند خداوند عجز و ناتوانى بشر را بر ايشان ظاهر ساخت زيرا هيچ كس نبايد تصور كند كه اراده و خواست او تنها علت حصول فعل است از آن جهت كه هر امرى معلول شرائط و اسبابى